خرید بک لینک

عمیقأ دلم میخواد بتونم یه سری کارا انجام بدم ..اونم راحت ..بدون اذیت شدن..مثل راه رفتن و بلند شدن ونشستن!فصلا عوض شدن..نفهمیدم بهار چه جوری اومد..تابستون کی شروع شد،پاییز چه شکلی بود واینم از زمستون........اصلا آخرین بار که پله ها رو عادی بالا پایین میکردم کی بود؟!آخرین بار که با دخترکم رفتم بیرون چجوری بود؟!....یعنی باید با این وضعیت کنار بیام؟!!!!! + نوشته شده در سه شنبه بیستم دی ۱۴۰۱ ساعت 0:47 توسط  | 

برچسب: نویسنده: دانیال رحیمی تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 11:25

بدون عصا رفتم بیرون ..در حد یک کیلومتر پیاده روی کردم.. نمیتونم عادی راه برم..مفصل ران ام خشک شده و تکون نمیخوره...دیگه نمیشه تحمل کرد خونه موندن و امید به سلامت شدن رو..دقیقا ده ماه و دو روز از شروعش میگذره..منتظرم دخترکم راه رفتن یاد بگیره که دستش رو بگیرم و باهاش برم بیرون..نمیتونم بغل کنمش..تعادل ندارم وکلی فشار به کمر و زانو هام میاد....خیلی دلم میخواد برم از استخونای لگن و رانم عکس بگیرم و ببینم چطوری شدن...ولی چیزی که قطعا اتفاق افتاده اینه که روند سیاه شدن متوقف شده و کاملا حس میکنم که مثل قبل درد ندارم.. + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۱ ساعت 2:10 توسط  | 

برچسب: نویسنده: دانیال رحیمی تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 11:25

صفحه بندی